ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )
مقدمهء مصحح 35
رساله قشيريه ( فارسى )
اشعار او به زبان عربى بسيار قوى و دلانگيز است ، باخرزى ده بيت و سبكى بيست و يك بيت و جامى دو بيت از او نقل كردهاند . طريقهء وى در علم كلام ممزوجى بود از روش ابو بكر بن فورك و از طريقهء ابو بكر محمّد بن الطيّب بصرى باقلانى متوفّى 403 كه پيش نخستين درس خوانده و كتب دومين را در مطالعه گرفته بود ، باخرزى و ديگران مهارت او را درين فن ستودهاند و او را يكى از مدافعان مذهب اشعرى شمردهاند . از حيث اطّلاع و احاطه بر احاديث و نقد و معرفت انواع آن ، قشيرى از مشايخ درجهء اوّل بشمار مىرفت و از بسيار كسان اجازهء روايت و سماع گرفته بود و بدين سبب عدّهء كثير و به گفتهء سمعانى هزاران كس از طالبان حديث و نيز بزرگان اين فن در خراسان و شهرهاى ديگر از وى سماع حديث كردند و اجازهء روايت بدست آوردند كه فهرستى از آنها خواهيم آورد ولى او با اين همه دانش و شهرت باز هم دست از طلب علم نمىكشيد و از مستفيدان مجلس خويش گاهگاه مطلبى كه نمىدانست يا بنحو مطلوب تحقيق نكرده بود مىپرسيد و بر شيوهء علماء راستين بجهل و تردّد خاطر در مباحث علمى راضى نمىگشت فى المثل با آنكه وى در علم نحو تبحّر داشت از ابو القاسم يوسف بن على مغربى از وجوه نحاة و قرّاء كه در سال 458 بمحضر وى مىرفت و علم كلام مىخواند در مسائل نحو استفاده و به دو مراجعه مىكرد و قشيرى درين هنگام تقريبا هشتاد و سهساله بود . ازين همه بگذريم ، قشيرى به گفتهء عبد الغافر سواركار و در استعمال انواع سلاح چابك و قوى دست بود و در شناخت اسلحه و سوارى و رموز پهلوانى چيزها مىدانست كه ديگران نمىدانستند و مگر اين پرورش و سلحشورى را وى در ناحيهء استوا كه مردمانش همواره دليران و يلان بودهاند آموخته است . رياست مذهبى و نفوذ در ميان عامّه در اين عهد و شايد در همه ادوار اسلامى براى كسانى ميسّر مىگشت كه يا فقيه و محدّث و صاحب مجلس درس و نظر و يا